برمی گردم فتوکپی پیک مطلب
۲۲ دی ۱۳۸۷
 سلام یه مدتی نیستم ولی دوباره بر می گردم .

 
تذكر آيين نامه اي فتوکپی پیک مطلب
۲۰ آبان ۱۳۸۷
اول جا داره از تقريظ هاي پر بارتون تشكر كنم! از همگي ديگه اسم نمي برم . اما مي خواستم يك تذكر آيين نامه اي بدم كه خواهشن تقريظ هايي كه مي گذاريد ترجيحاً مربوط به خود مطلبي كه درج شده و يا پيرامون اون باشه و اگر پيشنهاد،نظز كلي،تبريك و مطالب ديگري بود اونها رو از طريق همراه دوم بهم انتقال بديد . پيدا كردنش زياد سخت نيست اون پايين صفحه رو نگاه كني مي بيني . آها ! همون . مي دونم يه كم براتون سخته ولي ترجيحاً بازم اگر دوست داشتيد به اين تذكر عمل كنيد.وگرنه برا من فرق نمي كنه كه از طريق همراه دوم باهام تماس بگيريد يا نوشتن تقريظ جفتش دوتا است !!! ديگه زياد سرتونو درد نمي يارم بازم تشكر مي كنم واگر تا به حال دير به دير آبديت مي شدم عذرخواهي مي كنم چون اينترنت پر سرعتم وصل نشده بود و اونايي هم كه با اينترنته پر سرعت كار كرده باشن ديگه اصلاً خيلي سخته براشون كه با دايالاپ وصل بشن به هر حال در اين دوره رنسانس جديد سعي مي كنم تند تند رو خط باشمو آبديت بشم فقط شما بنده رو از كمك هاي فكري،نظري و ... محروم نسازيد. ياحق

 
خبر خبر فتوکپی پیک مطلب
۲۰ آبان ۱۳۸۷
به مناسبت اين عيد مبارك يه سري عكس براتون گذاشتم توي عكسخانه . حتماً يه سر بزنيد و نظراتتونوهم برام بنويسيد.ياحق

 
آقا به دادم مي رسي فتوکپی پیک مطلب
۲۰ آبان ۱۳۸۷
يا امام رئوف به مهربانيت قسم محتاج مهرباني ام زائري باراني ام آقا به دادم مي رسي بي پناهم خسته ام مولا به دادم مي رسي گرچه آهو نيستم اما پر از دلتنگيم ضامن چشمان آهو ها به دادم مي رسي من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام هشتمين دردانه زهرا به دادم مي رسي

 
عيدتون مبارك فتوکپی پیک مطلب
۱۹ آبان ۱۳۸۷
پيشاپيش ولادت با سعادت شمس الشموس و انيس النفوس حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا المرتضي عليه السلام رو تبريك مي گم . انشاء الله حضرت كه صاحب همه ما شيعيان خصوصاً ما ايراني ها هستند خودشان در اين دنيا وآخرت ضامن ما شوند . منظورم همون پارتيه بالاخره تو اين دوره زمونه اگر پارتي نداشته باشي اصلاً كلاهت پس معركه است .وقتي پشتت به پارتيه مشتي گرم باشه اونوقت مي توني خطاب به خدا بگي : خدايا! از تو مي‌خواهم كه از بندگان شايسته‌ات اهل‌بيت طهارت عليهم‌السلام بخواهي كه من را رنگ كنند. من را هم طوري رنگ كنند كه مثل خودشان رنگ و بوي تو را بگيرم . يا وجيهاً عندالله اشفع لنا عند الله آخدا فردا روز بدنيا اومدن يكي از بهترين بنده هاته ، از همون بنده هايي كه جلوي تمام عالم وجود بهش مي نازي و افتخار مي كني برا همين به مناسبت اين روز مبارك ما رو يادت نره! يه هديه ،يك عيدي مشتي برامون بذار كنار . خيلي دوست دارم ! با تمام وجود .

 
دستم را بگير فتوکپی پیک مطلب
۱۹ آبان ۱۳۸۷
خدايا هر بار كه زمين مي‌خورم، دوباره دستانم را مي‌گيري و بلندم مي‌كني. خدايا من زمين خوردنم زياد است و تو دست‌گيريت بسيار زيادتر. پس هيچ‌گاه مرا فراموش مكن كه زمين خورده‌ات هستم. آن‌قدر دستم را بگير تا وارد بهشتم كني. اي دست‌گيرنده‌ي بزرگ.

 
هيچ كس كامل نيست فتوکپی پیک مطلب
۱۸ آبان ۱۳۸۷
عدد يك متعلق به خداست . هيچ كس به تنهايي نمي تواند كامل شود و موفق باشد .ما به هم احتياج داريم .ما براي آنكه بتوانيم زندگي كنيم به كمك همديگر احتياج داريم . فقط خداوند است كه احتياج به هيچ كس و هيچ شريكي ندارد .او خداي واحد و يكتاست و به تنهايي همه چيز است .اما ما به كمك ديگران،بخشش ديگران،محبت ديگران احتياج داريم.ما بايد به ديگران كمك كنيم تاديگران نيز به ما كمك كنند . پس هيچ كس به تنهايي كامل نيست .

 
نيت كن صد مرتبه فتوکپی پیک مطلب
۰۷ آبان ۱۳۸۷
چند روزي بود دل و دماغ درست و حسابي نداشتم. حوصله انجام دادن هيچ كاري هم ندارم. دوباره پناه بردم به تسبيح‌ام و به نيت صد مرتبه: خدايا غلط كردم، خدايا غلط كردم، خدايا غلط كردم ... هنوز صد مرتبه نگفته بودم. انگار يه غم بزرگ از رو دلم برداشتن. باور نداري امتحان كن.

 
منو ببخش فتوکپی پیک مطلب
۰۷ آبان ۱۳۸۷
داشتم مي‌رفتم تو اتاقم، برا محض خدا هم كه شده يه كمي كار كنم و به كاراي عقب افتادم برسم. يهو پام گير كرد به لبه‌ي تخت و حسابي درد گرفت. بيشتر از پام، دلم درد گرفت و شروع كردم، خدايا منو ببخش! خدايا منو ببخش! خدايا منو ببخش ... بالاخره الكي كه پات به تخت گير نمي‌كنه، حتماً يه علتي داشت.

 
الهی من قشنگم فتوکپی پیک مطلب
۱۵ مهر ۱۳۸۷
ـ چند وقتي بود دوست داشتم هر روز با يك ذكر با آخدا صحبت كنم. ديدم اينطوري رسمي‌تره. نمي‌دونستم تو اين ذكره بايد حاجتمو بخوام يا به گناهام اعتراف كنم يا به بزرگي خدا. تو همين فكرا بودم ديدم دارم مي‌گم: الهي من قشنگم، من قشنگم، من قشنگم ...

 
از من بپرسید :

کافکا می گوید: نوشتن، بیرون جهیدن از صف مردگان است، پس باید نوشت تا از این چرت باصطلاح مستحبی در آمد ٰٰٰٰٰٰٰٰ

سعید گل شناس arrow چرت مستحبی